عليرضا عضد الملك

61

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

يك‌شنبه غرهء شهر ذى الحجة الحرام از كنگاور به عزم صحنه 3 برآمده از ميان آبادى و درب امام‌زاده و پهلوى قصر اللصوص گذشته از كنار كوهى كه معدن سنگ‌ها است عبور نموديم ، [ و ] به هزار زحمت و مشقت به كنار رودخانه كه در يك فرسنگى است رسيديم . زمين به حدّى گل بود و هوا به شدتى گرم كه تا طى اين يك فرسنگ نموديم آدم و مال از حس‌وحال افتادند . خوانين كنگاور تا رودخانه مشايعت نمودند . آن رود از شمال به جنوب مىرود و حدّ است در خاك خزل و كنگاور و سرچشمهء آن از بن كوهى است كه كبوترلانه نامند و بر روى آن رود منوچهر خان كرجى كه در به دو اين دولت قوىشوكت قاهره خزانه‌دار اصفهان بود و هم در آن‌جا وفات يافت پل محكمى ساخته . از رودخاه كه مىگذرد يورت 4 خزل است و اول حكومت نواب و الا عماد الدوله 5 و هم در اول آن خاك سمت مغربى رودخانه و شمالى جاده كوه امروله است . كردستان در عقب آن كوه واقع است ، كوهى است با عرض و طول و ارتفاع . در اين روز كه آفتاب در ثلث آخر از برج حمل است ، تا نيمه آن كوه پر از برف است . گفتند از وحوش و طيور هر نوع شكار در آن كوه وفور دارد و از آن رودخانه به بعد راه به ميان دره مىافتد و تا سر گردنه بيد سرخ برفراز مىرود و در همه‌جا به فاصلهء دوهزار قدم سياه چادرها زده و ايلات خزل و غيره نشسته‌اند و بر هر طايفه كه مىگذرى برشته‌رويان فرشته‌جبين ، با زلف ايازى و طلعت محمودى ، بر سر راه ايستاده ، كاسه دوغ در دست و فروغ ناهيد بر عذار . خلاصه در وسط دره به كنار سياه چادرى دوغى خورده اطفال و زنان دور را گرفته ؛ نعوذ باللّه از زال‌هاى دال قامت و عفريته‌هاى عقارب هيئت .